سوالات مشابه

آیا رؤیت هلال ماه نو با چشم مسلح برای اثبات اول ماه قمری حجیت دارد یا خیر؟

0 امتیاز
سوال شده 23 می 2017 توسط سیدصابر (190 امتیاز)
ویرایش شده 24 می 2017 توسط سیدصابر
بسم الله الرحمن الرحیم

آیا از آیه شریفه «يَسئَلُونَكَ عَنِ الأهِلَّةِ قُل هِيَ مَواقيتُ لِلنّاسِ وَ الحَجِّ وَ لَيسَ البِرُّ بِأن تَأتُوا البُيُوتَ مِن ظُهُورِها وَ لكِنَّ البِرَّ مَنِ اتَّقى وَ أتُوا البُيُوتَ مِن أبوابِها وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّكُم تُفلِحُونَ» (بقره،189) می توان کیفیت رؤیت هلال ماه نو را برای اثبات اول ماه استنباط نمود؟ یعنی آیا این آیه شریفه دلالت یا اشاره ای دارد بر اینکه رؤیت هلال با چشم مسلح آیا حجیت دارد یا خیر؟

1 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شده 23 می 2017 توسط سیدصابر (190 امتیاز)
ویرایش شده 24 می 2017 توسط سیدصابر
 
بهترین پاسخ

بسم الله الرحمن الرحیم

در آیه مبارکه 189 بقره آمده که «يَسئَلُونَكَ عَنِ الأهِلَّةِ قُل هِيَ مَواقيتُ لِلنّاسِ وَ الحَجِّ»، و از آنجا که این قید «للناس» باید شامل همه مردم در «طول زمان» و «عرض جغرافیایی» باشد می فهمیم که ملاک تشخیص اول ماه باید ملاکی باشد که «عمومیت» داشته باشد و قطعا رؤیت هلال با چشم مسلح نمی تواند ملاک صحیحی برای تشخیص ابتدای ماه قمری باشد چرا که عمومیت ندارد. گرچه قطعا ابزارهای نو نه تنها بی فایده نیستند بلکه در امر استهلال بسیار راهگشایند و ما در انتهای همین متن به برخی کاربردهای علوم و ابزارهای نو در امر استهلال خواهیم پرداخت. اما به هر حال نمی توان ملاکی را برای تشخیص ابتدای ماه قمری قرار داد که عمومیت نداشته باشد و در دسترس همگان نباشد.

در ادامه عبارت «والحج» که عطف بر «الناس» شده نیز این مطلب را تقویت می کند و معنای مورد استفاده ما از آیه شریفه اینگونه می شود: «الاهلةُ مواقیتُ للناسِ و مواقیتُ للحجِ». مواقیت جمع میقات به معنای زمان مشخص شده و تعیین شده است. پس معنای آیه شریفه اینطور می شود: «این هلالها زمانهایی مشخص شده و تعیین شده برای مردم و برای حج هستند».

عمل مهم و حیاتی حج که همه مسلمین باید به صورت هماهنگ و یکپارچه و همزمان آن را انجام دهند، زمانش با استفاده از همین هلال ها مشخص و تعیین شده است. توجه داشته باشید که این «معین شدن» صورت گرفته و دیگر این زمان قابل تغییر نیست.

و اگر بخواهیم بیشتر توضیح دهیم، علت عدم حجیت رؤیت با ابزار، با توجه به قید «للناس» این است که یقین داریم موارد زیادی هست که هلال با چشم مسلح رؤیت پذیر است ولی امکان رؤیت با چشم عادی و غیر مسلح وجود ندارد در حالی که:

  1. ملاکی که خدای سبحان برای تشخیص ابتدای ماه قمری ارائه می کند باید برای همگان قابل دسترسی باشد: (هی مواقیت للناس)، حال آنکه می دانیم نزدیک 13 یا 14 قرن بوده که مؤمنان به تلسکوپ و ابزار امروزی دسترسی نداشته اند. (مخالفت با قید للناس بعلت عدم شمول زمانی ابزارهای جدید).
  2. هر منطقه افق مربوط به خود را دارد و حتی امروزه نیز در تمام افقها برای تمام مؤمنین در تمام شهرها امکان دسترسی به تلسکوپهای پیشرفته وجود ندارد (مخالفت با قید للناس بعلت عدم شمول مکانی ابزارهای جدید).

بنابرین اگر عند الله ملاک تشخیص اول ماه، چشم مسلح باشد، در این صورت قید «مواقیت للناس» ـ معاذ الله ـ بی معنا خواهد بود. لذا با چنین فرضی آیه شریفه با تسامح باید چیزی شبیه این می شد که «الاهلة هی مواقیت للناس فی قرون بعد 13 و للذین منهم لهم تلسکوب و دونهم فی ضلال مبین»!! معاذ الله.

تفسیر روایات:

لذا قید «للناس» که «لزوم عمومیت ملاک تشخیص اول ماه» را می رساند کامل و فصل الخطاب بوده و روایات «صم للرؤیة و افطر للرؤیة» را تفسیر می کند که معنای رؤیت همان رؤیت با چشم عادی است. و اگر معنای رؤیت را بخواهیم به رؤیت با چشم مسلح تعمیم دهیم این تعمیم با عمومیت مستفاد از آیه شریفه تعارض پیدا خواهد کرد.

و نکته دیگر آنکه درباره روایات باید اصل  را بر این قرار دهیم که حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین ناظر به فهم مخاطبان سخن گفته اند و نمی توان یقین داشت که در اینگونه روایات فهم آیندگان نیز لحاظ شده باشد! و رؤیت در آن زمان جز معنای چشم عادی معنای دیگری نداشته است. بنابرین، این «تعمیم معنای رؤیت» است که نیاز به دلیل دارد نه عدم تعمیم آن.

باز البته اگر این مطلب را کسی نپذیرد مشکلی نیست و در این مسأله با عرض بر کتاب حق روشن می شود.

تناقضات:
اگر بخواهیم حجیت رؤیت چشم مسلح در اثبات ابتدای ماه قمری را بپذیریم علاوه بر اینکه خلاف اقتضای آیه شریفه عمل نموده و «لزوم عمومیت ملاک تشخیص اول ماه» را خدشه دار کرده ایم؛ دچار تناقضاتی نیز خواهیم شد:

مثلا فرض کنید که برای عید فطر هلالی باریک و حساس را در ابتدای ماه شوال داریم که در شب 30ام با چشم غیر مسلح رؤیت پذیر نیست. و با توجه به آن اگر تلسکوپ در دسترس باشد ماه مبارک رمضان 29 روزه شده و روز 30ام عید فطر خواهد بود اما اگر ماه رؤیت نگردد ماه مبارک رمضان 30 روزه گشته و روز 31ام عید سعید فطر خواهد بود. و فرض کنید در اولین سالی هستیم که قرار است یک تلسکوپ به کشور ما از انگلستان وارد شود از قضا با توجه به طول سفر ممکن است این تلسکوپ در شب مورد نظر به دست ما برسد یا نرسد. بنابرین اینکه شرعا و حقیقتا روز 30ام عید باشد منوط به این است که تلسکوپ به موقع به دست ما برسد!!

و حتی امروزه فرض کنید که هلال بسیار باریک و حساسی داریم که با تلسکوپهای معمولی قابل رؤیت نیست بلکه با تلسکوپ جدیدی که امسال اختراع و عرضه شده است قابل دیدن است بنابرین باز هم عید فطر منوط خواهد شد به طی شدن روال اداری و خرید این تلکسکوپ به طوری که در زمان مناسب قابل بهره برداری باشد!!

همانطور که می بینید پذیرش حجیت چشم مسلح برای اثبات اول ماههای قمری علاوه بر تضاد با آیه شریفه دارای نتایجی غیر عقلانی نیز خواهد بود.

فایده علم روز و ابزارهای نو در رؤیت هلال ماه نو:
البته ذکر این نکته نیز لازم است که مطالب فوق به این معنا نیست که علم روز و ابزارهای جدید در این بین هیچ سودی ندارند. بلکه این علوم بسیار مفید بوده و در چند مسأله برای ما قابل استفاده است که باید به آن توجه کرد:

  1. یافتن مناطق هم افق: در اینجا علم روز به کمک تشخیص مسائل شرعی می آید. از آنجا که در حکم اول ماه، همه علما اتفاق نظر دارند که اگر در منطقه ای ماه رؤیت شد و در عین حال علم داشتیم که بین این منطقه و منطقه ای دیگر امکان رؤیت هلال یکسان است دیگر نیاز نیست در منطقه دوم هلال رؤیت شود. مثلا فرض کنید در تهران هوا غبار آلود باشد و هلال ماه نو رؤیت نشود اما می دانیم که احتمال رؤیت هلال در تهران با شهر مثلا سمنان یکسان است. در این صورت اگر در شهر سمنان هلال ماه نو رؤیت شود از تهران کفایت می کند و اهل شهر تهران می توانند به رؤیت هلال ماه نو در شهر سمنان تکیه کنند.
  2. یافتن منطقه مناسب برای استهلال: با کمک علوم روز از جمله هواشناسی، نجوم، ژئوفیزیک و.... می توان بهترین مکانها را برای رؤیت هلال یافت و به استقبال ماه نو قمری شتافت.
  3. یافتن هلالهای ضعیف: در برخی موارد هلال ماه نو ضعیف است و مدت مکث آن نیز کوتاه است و لذا ممکن است به صورت معمول دیدن آن خیلی سخت باشد. اینجاست که میتوان با استفاده از محاسبات وابزار و دانستن زمان و مکان دقیق تولید هلال ابتدا آن را با تلکسوپ یا سایر ابزارهای آشکارساز در آسمان یافت تا در صورت امکان چشم غیر مسلح بتواند آن هلال را رؤیت نماید. که در نبود این ابزارها ممکن است کسی آن هلال را نبیند یا به چشمش نیاید یا تعداد کمی از افراد آن را ببینند به طوری که برای حاکم شرع جهت اعلام اول ماه حجت تمام نشود اما با این ابزارها امکان رؤیت برای افراد زیادتری فراهم می شود و بحث اثبات آن ساده تر خواهد بود.
  4. تمرکز استهلال در مناطق مرزی: از آنجا که از نظر علمی مناطق هم افق مشخص هستند و نیز اینکه امروزه می توان وضعیت رؤیت پذیری هلال ماه نو را در تک تک نقاط عالم پیش بینی کرد، با استفاده از این علوم، رسالت منجمان و گروه های استهلال این خواهد بود که مدار مرزی رؤیت پذیری هلال را کشف کنند و با این کار تکلیف مدارهای بالاتر و پائینتر روشن خواهد شد. مثلا فرض کنید می دانیم در مناطق جنوبی رؤیت به سادگی انجام می شود اما در مناطق مرکزی کشور رؤیت مشکل است و در مناطق بالایی رؤیت ممکن نیست. بنابرین گروههای استهلال بایستی در منطقه ای که احتمال رؤیت وجود دارد و چند منطقه بالاتر و در چند منطقه پائینتر از آن مستقر شوند. سپس دقیقا نقطه ای که دیگر فراتر از آن منطقه هلال قابل رؤیت نیست را بیابند. بعد با رسم نقاط هم افق با آن نقطه (یعنی بالاترین نقطه ای که هلال ماه در آن رؤیت شده است)، اعلام کنند که شهرهایی که بالای آن مدار هستند در ماه نو قرار ندارند و شهرهایی که در پایین آن مدار هستند در ماه نو قمری قرار دارند.

« بسم الله الرحمن الرحیم »

به پایگاه پرسش و پاسخ «دلالات قرآن» خوش آمدید.

اینجا با هدف تحقق بخشیدن به اصل «قرآن محوری» در مکتب اهل بیت رسالت صلوات الله علیهم اجمعین تشکیل شده است.

معصومان محمدی علیهم السلام در اخباری متواتر به شیعیان خود امر فرموده‌اند که «تمامی اقوال و روایات را بر قرآن عرضه کنید و آنچه مخالف بود را طرد و رها کنید».

لازمه عمل به این «امر مقدس» اهل بیت علیهم السلام، این است که در ابتدا «دلالات قرآن» را بشناسیم و درک کنیم، تا پس از آن هر آنچه خلافش بود را رد کنیم و ـ معاذ الله ـ مرتکب نسبت دادن مطالب خلاف قرآن به معصومان نگردیم.

مگر نه آن است که طبق حدیث مبارک «ثقلین» هرگز قرآن و عترت از هم جدا نیستند. پس نسبت دادن روایت خلاف قرآن به اهل بیت در واقع دوری از ثقلین بوده و محال است اهل بیت عصمت و طهارت صلوات الله علیهم، مطلبی خلاف کتاب الله فرموده باشند.

بر این باوریم که سرپیچی از «امر مقدس عرض بر کتاب» که به صورت متواتر از سوی اهل بیت رسالت سلام الله علیهم به دستمان رسیده، عواقب شومی برای امت اسلام و همین‌طور شیعیان در پی خواهد داشت، و متأسفانه باید گفت وضعیت فعلی شیعیان جهان نمونه‌ای از آن است، که با مهجور کردن قرآن، خود را به تباهی و هلاکت کشانده‌اند. و توبه از این مسیر خطرناک، بر همگان فرضی واجب است.

ما راه برون‌رفت از بن بست «عصر غیبت» را «تمسک به قرآن کریم» می‌دانیم. چرا که قرآن، تنها معصوم در دسترس ما و «ثقل اکبر» و «حبل ممدود الهی» است.

تا بدان وسیله، با زبان حال، به درگاه خدای سبحان، عرض کرده باشیم: «بارالها! ما با تمسک به کتاب تو، که ثقل اکبر است، نشان دادیم که آمادگی تحمل و فهم ثقل دیگر تو را نیز داریم. پس ای پروردگار ما! آن نهان از دیده‌ها را برای کنار زدن پرده‌های ظلمت و جهالت و ستم بر ما آشکار کن». آمین.

اللهم عجل لولیک الفرج...

...